|
|
|
|
|
یک عمر پشت پنجره های تظاهرم او در برم گرفته تویی در تصورم این بیت خوبی ست ولیکن چه ساعتی ست ؟ از نیمه شب گذشته و من غلت می خورم از نیمه شب گذشته و عشقی که سالها هرگز نیافت برتری ای بر تنفرم یک عمر پشت پنجره ، یک عمر ، کو مداد؟ باید به خاطرم همه را خوب بسپرم «از یاد من نرو» بنویسم ، چه می شوی ؟ امشب من از جسارت رسوا شدن پرم باید کلید را بزنم نور بهتر است باید که ماندگار شوی در تفکرم نه !مثل این که یک قلم افتاده اینطرف این تو و این تمام توان تبحرم یک عمر پشت .... امشب کدام را بنویسم ؟ بگو! تو را یا مرد ساده که گرفته ست در برم ؟ سپیده مختاری - بندرعباس |
||