تبليغاتX
گلبرگی بر تی تخ برکه - هراس مرگ
مرا با برکه ام بگذار/ دریا ارمغان تو
 
هرگز ار مرگ نهراسیده ام
اگر چه دستانش از ابتذال شکننده تر بود!
هراس من - باری - همه، از مردن در سرزمینی است
که مزد گور کن
از آزادی آدمی
افزون تر باشد
جستن
یافتن
و آنگاه
به اختیار برگزیدن
و از خویشتن خویش
باروئی پی افکندن  .....
اگر مرگ را از این همه، ارزشی بیش تر باشد
حاشا حاشا که هرگز از مرگ هراسیده باشم!
 
 اگر مرگ را از این همه، ارزشی بیش تر باشد 
حاشا حاشا که هرگز از مرگ هراسیده باشم
 
احمد شاملو
+ نوشته شده در  86/10/25ساعت 8:26 PM  توسط روشینا  |