تبليغاتX
گلبرگی بر تی تخ برکه
مرا با برکه ام بگذار/ دریا ارمغان تو
این ترانه رو برای کسی می نویسم که با دیدن علی سنتوری بغض کرد و در خودش گریست ... کسی که دل می خواد بهش سر بزنه اما مجالش نیست ... کسی که زخم علی سنتوری را خوب حس می کنه چرا که درد مشترکند ...

 

رفیق من سنگ صبور غم هام

به دیدنم بیا که خیلی تنهام

هیچکی نمی فهمه چه حالی دارم

چه دنیای رو به زوالی دارم

مجنونم و دلزده از لیلی ها

خیلی دلم گرفته از خیلی ها

نمونده از جوونی هام نشونی

پیر شدم پیر تو ای جوونی

تنهای بی سنگ صبور

خونه ی سرد و سوت و کور

توی شب هات ستاره نیست

موندی و راه چاره نیست

اگر چه هیچ کس نیومد

سری به تنهاییت نزد

اما تو کوه درد باش

طاقت بیار و مرد باش

تنهای بی سنگ صبور

خونه ی سرد و سوت و کور

توی شب هات ستاره نیست

موندی و راه چاره نیست

اگر بیای همونجوری که بودی

کم میارن حسودا از حسودی

صدای سازم همه جا پر شده

هر کی شنیده از خودش بیخوده

اما خودم پر شدم از گلایه

هیچی ازم نمونده جز یه سایه

سایه ای که خالی از عشق و امید

همیشه محتاجه به نور خورشید

تنهای بی سنگ صبور

خونه ی سرد و سوت و کور

توی شب هات ......

محسن چاووشی

+ نوشته شده در  87/01/30ساعت 10:48 AM  توسط روشینا  | 

سال نو مبارک

سال نو مبارک

+ نوشته شده در  87/01/01ساعت 9:6 AM  توسط روشینا  |