تبليغاتX
گلبرگی بر تی تخ برکه
مرا با برکه ام بگذار/ دریا ارمغان تو

یک عمر پشت پنجره های تظاهرم

او در برم گرفته تویی در تصورم

این بیت خوبی ست ولیکن چه ساعتی ست ؟

از نیمه شب گذشته و من غلت می خورم

از نیمه شب گذشته و عشقی که سالها

هرگز نیافت برتری ای بر تنفرم

یک عمر پشت پنجره ، یک عمر ، کو مداد؟

باید به خاطرم همه را خوب بسپرم

«از یاد من نرو» بنویسم ، چه می شوی ؟

امشب من از جسارت رسوا شدن پرم

باید کلید را بزنم نور بهتر است

باید که ماندگار شوی در تفکرم

نه !مثل این که یک قلم افتاده اینطرف

این تو و این تمام توان تبحرم

یک عمر پشت ....

امشب کدام را بنویسم ؟ بگو! تو را

یا مرد ساده که گرفته ست در برم ؟

سپیده مختاری - بندرعباس

+ نوشته شده در  86/12/24ساعت 10:13 AM  توسط روشینا  | 

زمستان است ...

عکس از: تبیان

من و اسفند داریم یکی میشیم تا سردی به خودش بباله / تا هر چی بهار و تابستونه کم بیاره ... با همه ی یخی دلم برای همه ی اسفندی ها ...

از راه فراز آمده با هلهله اسفند
وقت است که از نو بسرايم غزلی چند
اسفند خبر می دهد از رويش نوروز
از رويش نوروز خبر می دهد اسفند
اسفند دل انگيز ترين حادثه ی سال
اسفند طرب ناکترين ماه خداوند
اسفند مرا عيدی اسفند مرا عيد
اسفند مرا شربت و اسفند مرا قند
اسفند فريباست مبادا بخورد چشم
تا چشم بدش کور شود دود کن اسفند
صحبت سر اسفند و طربناکی آن بود
اسفند من اسفند من اسفند من اسفند

+ نوشته شده در  86/12/04ساعت 9:19 PM  توسط روشینا  |