|
|
|
|
|
روزهای بدی ست / به بدی ما آدمها و تهدیدهای خطرناک / حرفهای شر و پایان همه ی زیبایی ها به زشتی تمام .../ اما دلخوشی ها هم بسیارند : صدای گرم و مهربان محمد شهسواری / همراهی بی وقفه ی آدونیا ی عزیزم / توصیه های پزشک قلب و رهنمودهای خانم روانشناس / و مهربانی های فامیل و دوستان خوبم / با تشکر از خدا که منو یادش نرفته ... برای جمیله محمودی زاده و همه ی خوبی هایش :
هوای قریه بارانیست کسی از دور می آید کسی از منظر گلبوته های نور می آید نگاهش بوی جنگلهای باران خورده را دارد و وقتی گیسوانش را رها در باد می سازد دل من سخت می گیرد هوای قریه بارانی ست جمیله جان ! می بینی که ساحلها چه خاموش است ؟ کنار جاده ها دیگر گل لادن نمی روید . جمیله آه برنجستان ما غمگین غمگین است و دیگر برزگرها شعر لیلی را نمی خوانند روایتهای شیرین را نمی دانند هوا در عطر سوسن های وحشی بوی اردکهای کوهی را نمی ریزد و در شبهای مهتابی صدایی جز هیاهوی مترسکها نمی آید تمام کوچه ها دلتنگ دلتنگند جمیله جان خداحافظ دل من سخت غمگین است محمد شمس لنگرودی
پی نوشت : خدایا من صبوری می خوام |
||
|
|
|
|
|
سلام / به گمان من هر گاه انسان جایی کم بیاره جوابش رو می شه تو این شعر فروغ پیدا کرد :
و هیچ کس نمی دانست که نام آن کبوتر غمگین که از قلب ها گریخته ، ایمان است نمی دونستم جوابت رو به کدوم آدرس بنویسم چون ردی برام نذاشته بودی اما از من که نه ، از مولانا بشنو : هیچ آدابی و ترتیبی مجو هرچه می خواهد دل تنگت بگو پس ایمان بیار و ناب باش /همین / شعر سهراب رو برات می نویسم تا بدونی که به کدوم مسلکم / امیدوارم از کنجکاوی دربیای : ... من مسلمانم
|
||
|
|
|
|
|
تا به حال جدی نگرفته بودمش / شاید چون فقط نه سال دارد و پیشترها که کمتر داشت / اما سماجتش با سروده ی زیر مرا از رو برد / نامش شیخ نادر است و از اهالی جنوب / به نظر می آید بزرگ می اندیشد و کوتاه می گوید / تا به کجا برساندش این حس و این همسایگی با واژه های درونی اش ... چه قدیمی بود که لالائی پری داشت پری مثل طاووس اما پر طاووس کنده و کُند شده است یعنی امروز . چه می دانستم لالائی های دیروزش به این زودی بی پر و بال می شود و امروزش هنوز به نه سال کامل نرسیده از رنگارنگی کودکانه به در می آید و به سفیدی و سیاهی فلسفه تنه می زند . خواستم نقدی بنویسم و بشکافمش تا بیشتر باورش کنم اما گفتم بگذار هر کس از ظن خودش یارش شود پس بماند برای شعرهای بعدیش . پی نوشت : عکس دیگری دم دست نداشتم . از رنگهای نارنجی اش خوشم می آید و آبی های لباسش مثل پر طاووس ... نشانه ای دیگر : http://adonia.blogfa.com/post-32.aspx
|
||